تبلیغات
ایران ایران0123 - کوروش بزرگ، پدر ایرانیان

ایران0123
 
آموزش بازی
fcyar12
 گفته اند که برآورندگان سه بوخت اهوراییِ اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک به ترتیب اشوزرتشت ، فردوسی توسی وکوروش بزرگ بوده اند. اشوزرتشت شهرهء پردازش و سامان بخشی به اندیشه و خرد و برپادارندهء اندیشه نیک است. استاد بزرگ، حکیم بی مانند، فردوسی توسی را از سرامدان گفتار نیک شناخته اند و کوروش بزرگ را به برپایی و برآوردگاری کردار نیک سردمدار دانسته اند.
تصویر از اینترنت
آری کردار نیک آن هم برای پادشاهی نیرومند و سرافراز چون کوروش که بنابر منشورش شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد،  شاه چهار گوشهء جهان بوده.  اجرای کردار نیک برای چنین قدرت بی مانند آن دوران شایان توجه و ریزبینی  است. زیرا که در آن دوره شاهان را کردار نیک نبود در الواح شاهان آشور خوانده ایم که چون به شهری وارد می شدند و آنرا می گشودند(فتح میکردند) حتی بر حیوانات آن شهر رحم نمی کردند، چه رسد به انسان ها، تا به جایی در وحشی گری پیش می رفتند که شهر را نیز کامل ویران کرده خاکش را به توبره می کشیدند.

آشور نصیر پال پادشاه آشور(884 پ.م ) در کتیبه خود نوشته است: "به فرمان آشور و ایشتار خدایان بزرگ و حامیان من، ششصد نفر از لشکر دشمن را بدون ملاحظه سر بریدم و سه هزار نفر از اسیران آنان را زنده زنده در آتش سوزاندم. حاکم شهر را به دست خودم زنده پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم بسیاری را درآتش کباب کردم و دست و گوش و بینی زیادی را بریدم هزاران چشم از کاسه و هزاران زبان از دهان بیرون کشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم."

در کتیبه آشور بانیپال (645 پ. م) پس از فتح شوش آمده : "من شوش  شهر بزرگ و مقدس را به خواست آشور و ایشتار فتح کردم. معابد عیلام را با خاک یکسان کردم. سرزمین شوش را تبدیل به یک ویرانه کردم. ندای انسانی و فریادهای شادی به دست من از آنجا رخت بربست. خاک آنجا را را به توبره کشیدم و به ماران و عقربان اجازه دادم آنجا را اشغال کنند."

در کتیبه نبوکد پادشاه بابل(565 پ.م) آمده است :" فرمان دادم که صد هزار چشم درآوردند و صد هزار ساق پارا بشکنند. هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر بانگ زنده ای از آنجا بر نخیزد." 
عكس از اینترنت
کوروش، بابل یکی از قدرتمند ترین و باسابقه ترین پادشاهی های آن زمان را شکست می دهد و بدون خونریزی و چپاول ودست اندازی با کمال احترام به شاه کشورِ مغلوب و مردمان شهر،  وارد بابل می شود(538 پ.م) و به پاس این پیروزی منشور تاریخی خود را اعلام می دارد و طی آن تلاش خود را برای برپاداری صلح و آرامش یادآور شده، رسالت خود را در براندازی برده داری و بدبختی مردمان و رعایت تسامح کامل دینی راگوشزد و در یک کلام آزادی را به مورد اجرا می گذارد. وارونهء پادشاهان مشهور زمانهء خود، او همه شهرهای ویران شده را از نو می سازد و نیایشگاههایشان را رونق می بخشد یهودیان دربند و اسیر  نبونید شاه بابل را به زادگاهشان اورشلیم بازمی گرداند و در باز سازی معابدشان کمک می کند و چنان آن اسیران را مورد احترام قرار می دهد که کتب دینی یهودیان او را مسیح خدا و نجات دهنده می نامند و از او به بزرگی یاد می کنند.

ویژگی های اخلاقی او موجب می  شود که مورخان و فلاسفه یونانی نیز او را به عنوان نمونه پادشاهی و سرمشق جهانشاهی بشمرند و حتی پدر خواندهء تاریخ هردوت از او به نیکی و تحسین یاد می کند و می نویسد که پارسیان او را پدر می نامند به سبب بزرگی، دلسوزی، بزرگمنشی و کردار برتر.
منشور حقوق بشر كورش عكس از اینترنت
در این روزگار نیز به پاس کردار نیکش رونوشتی از منشور او را به عنوان کهن ترین فرمان شناخته شده برای آزادی ملت ها در سازمان ملل قرارداده اند.
عكس از اینترنت
کوروش بزرگ بسیار توانمند عمل کرد و درمدت حیاتش سه پادشاهی را برانداخت و ضمیمه جهانشاهی خویش نمود و او بود که اولین بار در جهان جهانشاهی را بنیان نهاد و واژه شاه شاهان را معنا بخشید بنا بر گفته دکتر عبدالحسین زرین کوب، مورخ و ادیب برجسته کشورمان احساس رسالت برای صلح و استقرار تسامح و عدالت در تمام عالم بر وی کشورگشایی را الزام نموده است. کوروش دوم (بزرگ)الگوی یک فرمانروایی نوین که بر اخلاق و عدالت و نجات استوار بود را به عالم عرضه کرد. وی تسامح را لازمه جهانشاهی می دانست و جهانشاهی را هم بدون سعی در توسعه، محکوم به رکود و زوال می دانست. او بنیاد فرمانروایی را بر رافت و محبت قرار داد. به همین سبب حتی دشمنانش هم از این نرمخویی او آگاه بودند و در جنگ با او مانند کسی که باید بکشد یا کشته شود نمی جنگیدند.
عكس از اینترنت
کوروش پسر کمبوجیه اول در سال 546 پیش از میلاد لیدیه را نیز تسخیر کرد و این پادشاهیِ  زرین و ثروتمند را ضمیمه کشورخود کرد ولی با پادشاه آن کرزوس کمال مهربانی را داشت. او این مهربانی را  بر پدر بزرگ خود آستیاگ که در دوران او پادشاهی ماد به افول و سستی گرا ئیده بود نیز دریغ نکرد و به نوعی با جابجایی پادشاهی از خاندان مادری به خاندان پدری آنرا رونقی به سزا بخشید و سردمداری مادها را به طریقی دیگرتا سالیان بعد (گواه آنکه درنگاره های تخت جمشید بزرگان مادی در کنار بزرگان پارسی و دوشادوش هم جاودانه تصویرگشته اند) پایندگی داد او کشور ایران را از رود سند تا دریای مدیترانه و سیردریا و قفقاز تا اقیانوس هند گسترش داد و در مدتی نزدیک به سی سال (559 تا 529 پیش از میلاد) آزادی و آسایش  و رفاه را به ملتهای تحت پادشاهی هدیه داد.
نمایی از داخل آرامگاه كورش بزرگ
این رادمرد تاریخ در سلسله کشور گشایی هایش که بر مبنای توسعه آزادی، تسامح دینی و صلح پایدار بود در جنگ با قبایل بیابانگرد ماساژت در شمال شرقی ایران زخمی شد و بر اثر این زخم کاری جان را به جان آفرین سپرد ولی یاد و خاطره این بزرگمرد جهانی تا ابد پایدار و کردار نیک او در اوج قدرت و جهانداری زبانزد همگان خواهد ماند.        



نوشته شده در تاریخ شنبه 7 آبان 1390 توسط شاهی 0123
بررسی لیگ یك.نتایج.داوری| یار دوازدهم فوتبال مازندران : شاهی
قالب وبلاگ

فید خوان rss reader